تبليغاتX
دوستانه
 

تا حالا شده از یه شعری  خیلی خوشتون بیاد ولی ندونی  شاعرش کیه؟

تازه از اون شعر  یه جورایی استفاده شخصی بکنی بعد ببینی شاعرش حی و حاضر و گمنام و.....

هر چند به قول معروف : اگه تو استفاده نکنی یکی دیگه استفاده میکنه !!!!!!

خلاصه .... شعری  رو که تحت عنوان " کارت دعوت عروسی"  در پست پایین  میبینید ظاهرا  شاعران

زیادی  پیدا کرده ! حتی در اونور آب . ولی شاعر واقعی این اثر  که به نیت  عروسی خودش  اونو سروده

کسی نیست جز خانم " آنی دالتون " (با اسم مستعار) و با همین اسم در بلاگفا

و بنده هم که در یه سایت  پر بیننده  اونو دیدم و پسندیدم بدون ذکر نام آورده شده بود

الانم تنها کاری که میتونم بکنم (البته بعد از عذر خواهی و کسب اجازه) اینه که برای آنی  دعا کنم تا

یه شوهر خوب !!!!!!  نصیبش بشه .

اصلاحیه : آنی جان شوهر خوب وجود نداره( میگن) باید گفت شوهر قابل تحمل !!!!!!

 

 

نوشته شده توسط شازده در شنبه سی ام آبان 1388 ساعت 15:30 | لینک ثابت |
نامه ای از نادر ابراهیمی به همسرش

هم سفر

در این راه طولانی - که ما بی خبریم و چون باد می گذرد، بگذار خرده اختلاف هایمان با هم باقی بماند

خواهش می کنم !  مخواه که یکی شویم ،  مطلقا یکی...

مخواه که هر چه تو دوست داری ، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم و هر چه من دوست

دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد.


مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم.یک ساز را،  یک کتاب را،  یک طعم را، یک رنگ را و یک شیوه  نگاه کردن را

مخواه که انتخابمان یکی باشد،  سلیقه مان یکی  و رویاهامان یکی.هم سفر بودن و هم هدف بودن ، ابدا به

معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.و شبیه شدن دال بر کمال نیست  بل  دلیل توقف است.

عزیز من...دو نفر که عاشق اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی  رسانده است؛

واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون ،   حجاب برفی قله ی علم کوه ،رنگ سرخ و بشقاب سفالی

را دوست داشته باشند.


اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق. یکی کافیست!

عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست...

من از عشق زمینی حرف می زنم که  ارزش آن در "حضور" است. نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری.


عزیز من ... اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست ، بگذار یکی نباشد. بگذار درعین وحدت مستقل باشیم...

بخواه که در عین یکی بودن ، یکی نباشیم. بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید. بگذار صبورانه و مهرمندانه

  درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست بحث کنیم.اما نخواهیم  که بحث ، ما را به نقطه ی مطلقا  واحدی

برساند. بحث، باید ما را به  ادراک متقابل برساند نه فنای  متقابل، اینجا سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف

در میان نیست. سخن از ذره ذره ی وافعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست.

بیا بحث کنیم ...بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم، بیا کلنجار برویم.اما  سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم.

بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را ،در بسیاری زمینه ها،  تا آنجا که حس می کنیم

دوگانگی،  شور و حال و زندگی می بخشد نه  پژمردگی و افسردگی و مرگ ،.......... حفظ  کنیم.

من و تو حق داریم در برابر هم  قد علم کنیم. و حق داریم بسیاری ازنظرات وعقاید هم را نپذیریم بی آنکه قصد

تحقیرهم را داشته باشیم.

عزیز من ! بیا متفاوت باشیم


از  کتاب40 نامه کوتاه به همسرم

زنده یاد نادر ابراهیمی

نوشته شده توسط شازده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 ساعت 22:3 | لینک ثابت
 

کارت دعوت عروسی


آخر این هفته، جشن ازدواج ما به پاست
با حضور گرم خود، در آن صفا جاری کنید

ازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است
لطفاً از آوردن اطفال، خودداری کنید

بر شکم صابون زده، آماده سازیدش قشنگ
معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید

تا مفصل توی آن جشن عزیز و با شکوه
با غذا و میوه ی آن جشن افطاری کنید

البته خیلی نباید هول و پرخور بود ها
پیش فامیل مقابل آبروداری کنید

میوه، شیرینی، شب پاتختی مان هم لازم است
پس برای صرفه جویی اندکی یاری کنید

گر کسی با میوه دارد می نماید خودکشی
دل به حال ما و او سوزانده، اخطاری کنید

موقع کادو خریدن، چرب باشد کادوتان
پس حذر از تابلو و ساعات دیواری کنید

هرچه باشد نسبت قومی تان نزدیک تر
هدیه را هم چرب تر، از روی ناچاری کنید

در امور زندگی، دینار اگر باشد حساب
کادو نوعی بخشش است، آن را سه خرواری کنید

گرم باید کرد مجلس را، از این رو گاه گاه
چون بخاری بهر تنظیم دما، کاری کنید

ساکت و صامت نباشید و به همراه موزیک
دست و پا را استفاده، آن هم ابزاری کنید

لامبادا، تانگو و بابا کرم یا هرچه هست
از هنرهاتان تماماً پرده برداری کنید

البته هرچیز دارد مرزی و اندازه ای
پس نباید رقص های نابه هنجاری کنید

حرکت موزون اگر در کرد از خود، دیگری
با شاباش و دست و سوت از او طرفداری کنید

کی دلش می خواهد آخر در بیاید سی دی اش؟
با موبایل خود مبادا فیلمبرداری کنید

در نهایت، مجلس ما را مزین با حضور
بی ادا و منت و هر گونه اطواری کنید

نوشته شده توسط شازده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 13:37 | لینک ثابت |
 

شاخه و برگ درختان باعث بوجود آمدن صورت یک انسان شده است!

 
 
 
منبع: tabnak.com
 
نوشته شده توسط شازده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 ساعت 10:3 | لینک ثابت
 یکی از وظایف کاری  شرکت  ما اینه که برای تمدید قراردادها به مشتریامون زنگ بزنیم و یاد آوری کنیم که در جه تاریخی باید  مراجعه کنن خوب البته تو این همه آدم هر کی یه جور برخورد میکنه....یکی وقتی میاد میگه :ممنون که یاد آوری کردین اگه نمیگفتین یادم نبود و...... اون یکی میگه:  ولی شما وظیفتونه که به ما اطلاع بدین....یکی دیگه میگه:روشهای بازاریابی جالبی دارین واسه همین موفقین......اونای هم که همیشه حرف زیاد میزنن ولی اطلاعاتشون خیلی کمه(البته این دوتا همیشه لازم وملزوم هم نیستن)میگن:میخواستم جای دیگه برم ولی بخاطر آقای... یا خانم... اومدم اینجا انجام بدم.....بعضی هم آسته میان آسته میرن که گربه شاخش نزنه ....به هر حال همه جورشو داشتیم  ولی اینی که میخوام براتون بگم یه جورایی جدید بود. یکی از خانمهای همکار بعد از ظهر آخر وقت با یکی از این مشتریا تماس میگیره و از قضا خانمش موبایلشو جواب میده و طبق معمول مکالمه قطع و وصل میشه و بعدم دیگه نمیتونه دوباره تماس بگیره وخلاصه تو خود بخوان حدیث مفصل......                                     فردای اون روز - صبح اول وقت تلفن شرکت زنگ زد و یه آقایی که بدبختی و فلاکت از صداش مشخص بود گفت: شما کی هستین؟  با من چکار دارین؟    ما هم راست و حسینی بش گفتیم کی هستیم و باش چکارداریم!!!!!!!!! بیچاره  گفت : ببخشید سو تفاهم شده ! اگه ممکنه یه بار دیگه به منزلمون زنگ بزنید و به خانمم بگین برای چی زنگ زدین!! چون خانم یه کم وسواسن!!!!!  ولی  یکی دو ساعت بعد خود آقاه  اومد و کارشو انجام داد و وقتی میخواست بره دوباره گفت: لطفا اگه میشه تا خودم هستم  به منزل ما زنگ بزنید و به خانمم بگید جریان چی بوده تا باورش بشه و ....از خر شیطون پایین بیاد و.......خلاصه از اینجا بود که ما فهمیدیم خانمه از دیروز تا حالا شدیدا مشغول خر سواریه  !!! و اوضاع خرابتر از اونه که ما فکر میکردیم. چاره ای نبود از یه طرف قیافه مفلوک و شرمنده ی آقاه که معلوم بود این آخرین کاریه که از دستش بر میاد   از طرف دیگه ما هم حسسسساس!!!!!! خراب صلح و صفا دادن و .........

گفتم : من خودم زنگ میزنم وحتما مشکل حل میشه !! نگران نباشید. و با یه قیافه مسئولانه و ... خلاصه زنگ زدم و خانم گوشی رو برداشت و با یه صدای گوش خراش ودلخراشی تقریبا جیغ کشید و   گفت: بله

گفتم: سلام- من از شرکت... زنگ میزنم-دیروز همکارم با شما تماسس.....                                       گفت:سلام و زهر مار!! - ر-ی..دم تو شرکتت- همکارت غلط کرد که تماس گرفت و..... تق گوشی رو گذاشت. منم که صورتم حسابی کش اومده بود تا مشغول جمع کردن فکم  از رو میزم بودم....  دیدم    بیچاره آقاه که این آخرین تیرشم به سنگ خورده بود ! در حالی که سرش تا تو نافش خم شده بود....      گفت: ببخشید - شرمندم -.....  خانم من خیلی خیلی وسواسن...و تا رفت معذرت خواهی میکرد...بیچاره خیلی دلم به حالش سوخت. راستی چرا بعضیا اینجورین؟؟ این همه وسواس و بددل    کی مقصره ؟ زن یا مرد؟ چه جوری بوجود میاد؟...............        

 

نوشته شده توسط شازده در یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 1:48 | لینک ثابت |
سلام به همه دوستان عزیز

قبل از هر چیز عید همه مبارک بعدم از لطف تک تک شما ممنونم . بالاخره تو شهر ما هم بارون آمد وهمه رو از انتظار  در آورد. بوی بارون و خاک قاطی شده و از لای پنجره  یواشکی اومده تو  و مشاممو نوازش میده . هوا جون میده واسه  شعر و شاعری و چه کنم که من این استعداد رو ندارم ولی حالشو که میتونم بدم ....نظرتون چیه یه تفعل به حافظ بزنیم .....بذارید سوره فاتحه رو بخونم............

هر کی دوست داره نیت کنه / ببینیم برای کی چی میاد..........

بغیر از آنکه بشد دین و دانش از دستم//////بیا بگو که ز عشقت چه طرف بر بستم 

اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد////// بخاک پای عزیزت که عهد نشکستم

چو ذره گر چه حقیرم ببین به دولت عشق////که در هوای رخت چون به مهر پیوستم

بیار باده که عمریست تا من از سر امن///// به کنج عافیت از بهر عیش ننشستم

اگر ز مردم هشیاری ای نصیحت گو //////   سخن به خاک میفکن چرا که من مستم

چگونه سر ز خجالت بر آورم بر دوست///// که خدمتی به سزا بر نیامد از دستم

                           بسوخت حافظ و آن یار دلنواز نگفت

                           که مرهمی بفرستم که خاطرش خستم

من که جوابمو گرفتم . شما چطور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نوشته شده توسط شازده در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 14:21 | لینک ثابت |
به سلامتی درخت
به خاطرِ سایش.
 به سلامتی دیوار!
نه به خاطرِ بلندیش، واسه این‌که هیچ‌وقت پشتِ آدم روخالی نمی‌کنه

به سلامتی دریا!
نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یک‌رنگیش.

به سلامتی سایه!
که هیچ‌وقت آدم رو تنها نمی‌ذاره.

به سلامتی پرچم ایران!
که سه‌رنگه، تخم‌مرغ! که دورنگه، رفیق! که یه‌رنگه.

به سلامتی همه اونایی که دوسشون داریم و نمی‌دونن، دوسمون دارن و نمی‌دونیم.

به سلامتی نهنگ!
که گنده‌لات دریاست.

به سلامتی زنجیر!
نه به خاطر این‌که درازه، به خاطر این‌که به هم پیوستس.

به سلامتی خیار!
نه به خاطر «خ»ش، فقط به خاطر «یار»ش.

به سلامتی شلغم!
نه به خاطر (شل)ش، به خاطر(غم)ش.

به سلامتی کرم خاکی!
نه به خاطر کرم‌بودنش،به خاطر خاکی‌بودنش

به سلامتی پل عابر پیاده!
که هم مردا از روش رد می‌شن هم نامردا !

به سلامتی برف!
که هم روش سفیده هم توش.

به سلامتی رودخونه!
که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن.

 به سلامتی گاو!
که نمی‌گه من، می‌گه ما.

به سلامتی دریا!
که ماهی گندیده‌هاشو دور نمی‌ریزه.

 به سلامتی اون که همیشه راستشو می‌گه.

به سلامتی سنگ بزرگ دریا!که سنگای دیگه رو می‌گیره دورش.

به سلامتی بیل!
که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه.

به سلامتی دریا!
که قربونیاشو پس می‌آره.

به سلامتی تابلوی ورود ممنوع!
که یه ‌تنه یه اتوبان رو حریفه.

به سلامتی سرنوشت!
که نمی‌شه اونو از "سر" نوشت.

به سلامتی سیم خاردار!
که پشت و رو نداره
 
 
به سلامتی  همه شما !!!!!! به خاطر حو صله تون.....
 
 
نوشته شده توسط شازده در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 12:42 | لینک ثابت |
عشق یعنی............................................از وبلاگ آرامش

عشق يعني يك سلام بيجواب ...........

عشق يعني حسرت تشنه به آب ...........

عشق يعني همچون من شيدا شدن .............

عشق يعني قطره و باران شدن..........................

عشق يعني يك شقايق غرق خون ....................

عشق يعني دردمحنت در درون....................

عشق يعني سوز ني آه و شبان ..............

عشق يعني معني رنگين كمان.............
نوشته شده توسط شازده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ساعت 17:22 | لینک ثابت |
سلام به همه دوستان . حتما حال همه خوبه . اگه نیست امیدوارم بشه.....

خیلی وقته که چیزی ننوشتم. شاید چون خیلی نویسنده خوبی نیستم.ولی تا دلتون بخواد

خواننده خوبیم..... نه اشتباه نکنید .آواز رو نمیگم  مطالب خوندنی رو میگم......

معمولا روزی ۱ ساعت رو به سرچ"  کردن میگذرونم(البته روزایی که آپم)

مطلبی رو که تو پست پایین گذاشتم / برای خودم خیلی جالب بود

حتما برای شما هم جالبه............البته فقط یه شرط کوچولو داره

لطفا با خودتون تعارف نداشته باشید..............چون

بعد متوجه میشید که جالب نیست / بلکه شگفت انگیزه........

یا علی 

 

نوشته شده توسط شازده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 ساعت 10:36 | لینک ثابت

به تست زیر جواب بدهید و خود قضاوت کنید، حد اکثر ده درصد خطا وجود دارد، بهتر است خود را فریب ندهید!!!

1- اول از هر چیز اعداد 1 تا 11 را بصورت ستونی یا ردیفی (زیر هم) بر روی كاغذ بنویسید.
2- سپس در جلوی ردیف (ستون) 1 و 2 هر عددی را كه مایلید بنویسید.
 3-  حال در جلوی ردیف 3 و ردیف 7 نام شخصی را از جنس مخالف  -بنویسید.
**** قرار نشد به پایین نگاه كنید! تقلب ممنوع !! ****
4- نام اشخاصی را كه می‌شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا فامیل) در جلوی ردیفهای 4، 5 و 6 بنویسید.
5- در ردیفهای 8، 9، 10 و 11 نام چهار ترانه (آهنگ) را بنیوسید (در جلوی هر ردیف نام یك ترانه)

و حالا كلید رمز گشایی این بازی:

- 1 عددی را كه در ردیف 2 نوشته اید مشخص كننده تعداد اشخاصی - است كه شما باید در باره این بازی به آنها بگویید
- 2
شخصی كه نامش در ردیف 3 قید شده كسی است كه شما عاشقش هستید!!!
- 3
شخصی كه نامش در ردیف 7 قید شده كسی است كه شما دوستش دارید ولی با هم نمی‌سازید (یا به تعبیر دیگر عاقبت خوشی نخواهد داشت!!!! (
- 4 
شخص شماره 4 كسی است كه شما بیش از همه به او اهمیت میدهید!
- 5
شخص شماره 5 كسی است كه شما را بسیار خوب می‌شناسد.
- 6
شخصی كه نامش در ردیف 6 قید شده، ستاره بخت(ستاره خوش شانسی) شماست!
- 7
آهنگ قید شده در ردیف 8 با شخص شماره 3 تطبیق می‌كند (مرتبط است!!!(
- 8
آهنگ شماره 9 آهنگی برای شخص شماره 7 است!
- 9
آهنگ شماره 10 آهنگی است كه بیش از همه افكار شما را بازگو می‌كند!
- 10 
و بالاخره شماره 11 آهنگی است كه می‌گوید شما در باره زندگی چه احساسی دارید!!!!

واقعا شگفت آور است! نه؟! ولی بنظر می‌آید كه درست باشه!
 
منبع: iranian.fi
نوشته شده توسط شازده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 ساعت 10:8 | لینک ثابت |
 To fall in love
عاشق شدن


To laugh until it hurts your stomach
آنقدر
بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی
ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی


To go to bed and to listen while it rains outside.
به
رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !


To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی


To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه


To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی


To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!


Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول
بکشه

To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی


To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه


To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !


To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره


To be part of a team.
عضو یک تیم باشی


To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی


To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی


To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !


To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی


To see people that you like, feeling happy
کسانی رو
که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و
ببینید که فرقی نکرده

To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی


To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره


remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای
احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی

These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند


Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم


"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد


وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه كردن
به تو نشان میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن
به اون نشون بده.
)
چارلی‌ چاپلین(
 
نوشته شده توسط شازده در جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 11:57 | لینک ثابت |
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد.
معلم هم داشت همه بچه‌ها راتشویق می‌کرد که دور هم جمع شوند.

معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید: این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله.

یکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده.
نوشته شده توسط شازده در جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 11:42 | لینک ثابت
آيا بين گروه خون و ويژگي هاي شخصيتي رابطه اي وجود دارد؟

بر اساس تحقيقات يک موسسه ژاپني که بر روي رابطه گروه خون افراد با ويژگي هاي شخصيتي آن ها کار مي کند، افراد با گرو ه هاي خوني مشابه داراي شخصيت ها مشابهي هستند. آيا شما با اين طبقه بندي موافق هستيد؟

TYPE O
شما مي خواهيد که بر ديگران رهبري کنيد و وقتي چيزي را مي خواهيد هر کاري براي به دست آوردن آن مي کنيد. . شما ديگران را به دنبال خود مي کشيد، وفاداريد و پر انرژي، شما حسود هستيد و به راحتي مي توانيد با ديگران رقابت کنيد.

TYPE A
شما به هارموني، آرامش و سازماندهي کار ها علاقه مند هستيد. با ديگران به خوبي همکاري مي کنيد و احساساتي، صبور و حساس هستيد. در کنار اين ها شما سخت کوش هستيد و مي توانيد در روياروي با مسايل آرامش خود را حفظ کنيد.

TYPE B
شما کاملا فرد گرا هستيد و مي خواهيد هر کاري را به روش خودتان انجام دهيد. شما خلاق و انعطاف پذير هستيد به گونه اي که مي توانيد با هر موقعيتي به آساني تطبيق پيدا کنيد. ولي اصرار شما بر مستقل بودن گاه بيش از حد است و به نقطه ضعف شما تبديل ميشود.

TYPE AB
دوست داشتني و مسلط به نفس.
:
نوشته شده توسط شازده در جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 10:48 | لینک ثابت
گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.

گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم.... کاش می‌شد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌کنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشته‌هاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ... ...

نوشته شده توسط شازده در جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 9:20 | لینک ثابت |

اسپانیولی: کسیکه یکبار می‌دزدد، همیشه خواهد دزدید.

انگلیسی: طمع به همه چیز، از دست دادن همه چیز است.

عربی: هیچ کس را وادار به دو کار نکن، جنگیدن و زن گرفتن.

انگلیسی: ضربات کوچک درختان بزرگ را از پای در می‌آورند.

ایتالیایی: معنی همه چیز دانستن هیچ ندانستن است.

عربی: مشورت با کسی کن که تو را به گریه می‌اندازد نه با کسی که تو را می‌خنداند.

روسی: برای کسی که شکمش خالی است، هر نوع باری سنگین است.

دانمارکی: وقتی که آش از آسمان می‌بارد گدا قاشق ندارد.

ایرانی: تیر از جراحت به در آید و آزار در دل بماند.

آفریقایی: یک دوست خوب را با هر دو دستت نگهدار.

فارسی: مرد حکیم خرده نگیرد بر آینه.

ایرانی: یا حرفی بزن که از خاموشی بهتر باشد یا خاموش باش.

فنلاندی: همیشه کمی بترس تا هرگز محتاج نشوی زیاد بترسی.

بوسنی: مرحله اول بلاهت آن است که خود را عاقل بدانیم.
 
انگلیسی: یک متر یک متر سخت است ولی یک سانت یک سانت مثل آب خوردن است.

ایتالیایی: عشق یعنی ترس از دست دادن تو.

مصری: تندرستی، تاجی است بر سر انسان سالم ولی هیچ کس جز یک بیمار این تاج رانمی‌بیند.

ژاپنی: باید حریف را به کمک حریف دیگری بدام انداخت.

هندی: سکوت هرگز اشتباه نمی‌کند و هر چه طولانی‌تر باشد، بهتر قضاوت می‌کند. 

 منبع: asriran.com
 
نوشته شده توسط شازده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ساعت 23:55 | لینک ثابت |
همه از دوست فقط چشم و دهن می‌خواهند
روزگاريست همه عرض بدن می‌خواهند


عشق‌ها را همه با دور کمر می‌سنجند
آنچه ديدند به مقياس نظر می‌سنجند


خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد
عشق‌هايی که سر پيچ خيابان برسد

 
نوشته شده توسط شازده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ساعت 23:44 | لینک ثابت |

موفقیت
از مخالفت نهراسید فقط وقتی بادبادک می‌تواند بالا رود که با باد مخالف مواجه شود.

****************************
تفکر
مابین اندیشه و عمل فاصله ای نیست.
 
****************************
تجربه
تجربه همیشه به نفع انسان نیست زیرا هیچ حادثه‌ای دو بار به یک شکل رخ نمی دهد.
 
****************************
 علم
قرون تاریک بازخواهد گشت، عصر حجر بر بال‌های درخشان دانش بازخواهد گشت، چه بسا امروز برکات بی قیاس به شهر ارزانی می‌دارد تا یک روز مایه نابودی او شود، زنهار فرصت از دست نرود.
 
****************************
دانش آموزی
من شخصاً دوست دارم بیاموزم، اگرچه همیشه نفرت دارم از اینکه به من بیاموزند.
 
****************************
 حقیقت
 پای افراد بشر غالب اوقات به سنگ حقیقت می‌خورد ولی غالب آنان زود برمی خیزند و چنان راه خود را می‌گیرند که گویی هرگز پایشان به سنگ نخورده است.
 
****************************
صلح
شاید اخلاقیون این اندیشه را مالیخولیایی بیش ندانند که امروز صلح تکیه گاهی جز ترس متقابل ندارد.

منبع: کتاب رهنمون- به کوشش غلامحسین ذوالفقاری
نوشته شده توسط شازده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ساعت 23:35 | لینک ثابت |
 


نوشته شده توسط شازده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ساعت 23:15 | لینک ثابت |
 هيچ تنهايي وحشتناک تر از خود پسندي نيست"  . امام حسين (ع)

" هرگاه بتوانم بعد از هر شکست لبخند بزنم شجاع خواهم بود"  . ناپلئون بناپارت

" نمی توان امید داشت ، آدم های کوچک رازهای بزرگ را نگاه دارند"  . ارد بزرگ

" برای انسان تيره بخت، مرگ تخفيف در مجازات زندان زندگی است"  . الکساندر چيس

" طبيعت هنر خداوند است"  . دانته

" از ديروز بياموز. براي امروز زندگي کنو اميد به فردا داشته باش"  . آلبرت انيشتن

" رقابت تا زماني پسنديده است که کار به حسادت نکشد"  . دکارت

" دوستس مسئوليتي شيرين است. نه يک فرصت"  . جبران خليل جبران 

بدگویی ، رسوایی در پی دارد"  . ارد بزرگ

" اگر دوستت را در تمامي شرايط درک نکني. او را هرگز درک نخواهي کرد"  . جبران خليل جبران

" زمان استادبزرگی است که بسیاری ازمشکلات را حل می کند"  . کرنی

" ثروتمند واقعی کسد است که بخششی داشته باشد. کسی که از این عمل امتناع کند مسکینی بیش نیست"  . سوجین

" نیرومندترین مردم کسی است که خشم خویش نگه دارد"  . افلاطون


نوشته شده توسط شازده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 ساعت 14:34 | لینک ثابت |
بلند ترین مرد دنیا ...با ۲مترو ۴۷سانتیمتر قد.....

جالبه بدونید گفته: تنها ناراحتیش  اینه که نمی تونه دوست دختر داشته باشه... در ضمن تو ماشین نشستن هم براش مشکله !!!!!!!!!!

نوشته شده توسط شازده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 15:42 | لینک ثابت |